شهدای دالخانی رامسرسند مظلومیتِ وترورِناجوانمردانه هستند

سرهنگ حمیدی فرماندهی سپاه ناحیه مقاومت شهرستان رامسر:

شهدای دالخانی رامسرسند مظلومیتِ وترورِناجوانمردانه هستند

سرهنگ صادق حمیدی فرماندهی سپاه ناحیه مقاومت شهرستان رامسرضمن خیرمقدم به کلیه حاضران درآیین سومین یادواره شهدای دالخانی وتروراین شهرستان وقدردانی ازهمراهی مسئولان نهادهای مختلف شهری که با حمایت همه جانبه درجهت باشکوه برگزارکردن این مراسم همت کرده وقدم پیش نهادند، گفت: همه ما به خوبی می دانیم که آرامش وآسایشی که امروزشاهد آن هستیم ارزانی خون پاک شهدای عزیزوایثارگرانی است که شجاعانه درمقابل ظلم ایستادند وبزرگترین نعمت که امنیت وآسایش است را برای مردم عزیزکشورمان به ارمغان آوردند.

ادامه نوشته

خون شهدای دالخانی وترورشهرستان رامسربیانگرایستادگی یک ملت است

 

سردارشاهچراغی فرماندهی سپاه کربلای مازندران:

 خون شهدای دالخانی وترورشهرستان رامسربیانگرایستادگی یک ملت است

 آیین سومین یادمان شهدای دالخانی وترورشهرستان رامسربا شعار «مهاجران غریب» وبا حضورسردارشاهچراغی فرماندهی سپاه کربلای مازندران به همت ستاد یادواره سرداران وشهدای شهرستان رامسردرارتفاعات دالخانی برگزارشد.

به گزارش خبرنگارما، دراین مراسم که به همت ستاد یادواره سرداران وشهدای شهرستان رامسر، بنیادشهید، فرماندهی ناحیه مقاومت بسیج وبا همراهی ومشارکت شورای بخش مرکزی، شورای شهروشهرداریهای این شهرستان با حضورسردارسید محمد تقی شاهچراغی، ائمه جمعه رامسروتنکابن، خانواده های معظم شهدا وایثارگران، مسئولان اداری وجمعی ازمردم ولایتمدارمنطقه درمحل شهادت شهدای دالخانی برگزارشد؛ سردارشاهچراغی ضمن گرامیداشت یاد وخاطره امام راحل وشهدای انقلاب وجنگ تحمیلی که دردفاع ازارزشهای نظام مظلومانه به شهادت رسیدند، گفت: شهدای دالخالی شهرستان رامسرنمونه بارزمظلومیت شهدای انقلاب هستند که درنبردی نابرابروناجوانمردانه توسط حیوانات انسان نمایی که درلباس نفاق بودند، ترورشده وبعد ازآن با تیرخلاص به شهادت رسیدند.

ادامه نوشته

وقتی شهرداررامسربه مکه رفت وقدرت الله خان آمد ...


هوشنگ امیدی روزنامه نگاروکارشناس هنرهای نمایشی

وقتی شهرداررامسربه مکه رفت وقدرت الله خان آمد ...

تقصیرما نیست که روی حرفهایمان نمی مانیم

ما برزمینی زندگی می کنیم که روزی دوبارخودش را دورمی زند ...

مقدمه :

اکنون که می نویسم دلم آتش گرفته وخودداری ازاشک ریختن ، چندان برایم آسان نیست. بغض راه گلویم را بسته واشک برچشمانم سایه افکنده وآشوبی درونم را متلاطم کرده که آنسویش ناپیداست.

 شما که غریبه نیستید! پس بی پرده سخن می گویم. من نیزیکی ازخود شماها هستم که درسایه دولت جمهوری اسلامی وپرچمی که اسم اعظم خدا زینت بخش آن شده ، دراین خاک پاک زندگی می کنم. بیش ازسه دهه ازخدا زندگی سالم وبدون منت به روزی گرفته ودرحالی بنا گوش سفید کرده که دارای یک فرزند 5 ساله دخترهستم. خالی ازلطف نیست که بدانید مانند خیلی ازجوانان تحصیل کرده ، یا جویای شغل ثابت بوده ویا درصدد راه اندازی یک حرفه هستم تا بتوانم ازپس زندگی مستاجری ومخارج آن برآییم. متاسفانه به هرجا هم که روکرده ، همه با گفتن شرمنده ام کاری ازما ساخته نیست،  ولی برای تو وهمه جوانان دعا می کنیم؛ روبه روشده ام که این نیزدردی ازدردهای بی شمارمن وامثال مرا درمان نخواهد کرد!!! 

ادامه نوشته