دیوار حاشا بلند و سر خبرنگار بر سر دار

جهت اطلاع خوانندگان محترم نشریه چشمه و سایر همشهریان عزیز که همواره با ارائه نقد و نظر و پیشنهادات سازنده صادقانه اعضای تحریریه را در راستای انجام رسالت مطبوعاتی خویش یاری می رسانند، در این شماره نگارنده قصد دارد پیرامون اعتراضی مکتوب و بلند بالا در واکنش به گزارشی که توسط این جانب از حادثه آتش سوزی جنگل سی بن دالیخانی مورخ 19 آذر ماه تهیه و چاپ شده بود؛ با شما همراهان فهیم و مسئولان مربوطه از سر دلشکستگی سخن گوید: سخنی که در ابتدای امر خطاب به معترضین گزارش کذایی است و در ادامه نظر سوی برخی از مسئولان اجرایی دارد که در پاره ای از مناسبات بدون توجه به وجدان بیدار انسانی و دادگاه قانونمند طبیعت ، وجود خویش را منکر شده و گاه مذبوحانه حقیقت محض را قربانی مصلحت اندیشی خود می کنند!!!

در اینجا با کسب اجازه از محضر مبارک دوستان غایب، ضمن عرض ادب و ارادت خالصانه خدمت همه مسئولان والا مقام به خصوص ریاست محترم اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان رامسر، رخصت خواسته تا با ذکر حدیثی از سالار شهیدان کربلا حضرت امام حسین (ع) که به ناحق خونش ریخته شد، سخنم را به عطر کلام آن بزرگوار مزین کنم:

زیرا شما بهترینها حتما در تاریخ پرفروغ اسلام خوانده اید که وقتی امام حسین (ع) در برابر جهل و کوته بینی مردمان روزگار خویش قرار گرفت، در حالی که آنها را به رعایت امر به معروف و نهی از منکر دعوت می کرد؛ چنین فرمود: «من باور دارم اگر سه پدیده نبود، انسان سرش را خم و خود را پست نمی ساخت. فقر، مرض و مرگ!!!

و اما بعد... به اطلاع آن مقام محترم می رساند اینجانب سردبیر نشریه هفتگی چشمه پس از واقعه نابهنگام و دلخراش آتش سوزی منطقه مورد نظر به اتفاق یکی از همکاران به منظور اطلاع رسانی و آگاهی از میزان تقریبی خسارت وارده با زحمت بسیار در صحنه حاضر شدیم و از نزدیک ضمن عکسبرداری از تلاش خادمین جنگل در مهار آتش با سه نفر از نیروهای سازمانی آن نهاد محترم از جمله «مهندس مصطفی پاکزاد» مسئول روابط عمومی منابع طبیعی و نایب رییس شورای روابط عمومی شهرستان رامسر، «بهرام تالش بهرامی» و «ابراهیم علیمرادی» قرقبانان شرکتی طرح جنگلداری به صورت رو در رو مصاحبه کردیم. حال اینکه آن عزیزان به همین سادگی برای فرار از تبعات سخن خویش در نگاهی معکوس و غیر اخلاقی مصاحبه خود را که به هنگام گفت و گو در صحت و سلامت کامل به سر برده، محترمانه کذب دانسته و در اقدامی ناجوانمردانه (البته فقط دو نفر از این عزیزان) ضمن توهین و جسارت به ساحت مقدس اصحاب رسانه، خبرنگاران مذکور را محکوم به این کرده که سر خود و خودسرانه مطالبی پیرامون آتش سوزی جنگل دالیخانی نوشته اند، جای بسی تعجب، تعمق، تاثر و تاسف است. وتاسف دیگر از آن جهت است که مصاحبه شوندگان را در حد گفت و گو با خبرنگاران ندانسته در حالیکه مهندس پاکزاد به عنوان مسئول روابط عمومی آن اداره ضمن معرفی کامل خود درحضوریگرهمکاران خود با اینجانبان داشتند!!!

ناگفته نماند این نخستین ملاقات و دیدار صاحب قلم با مصاحبه شوندگان بوده است و قبل از آن با هیچکدام آشنایی نداشته ام. از آنجایی که در اعتراض وارد آمده و خصوص کلمه «غفلت» مسئولان تاکید شده است، لازم دانسته عنوان شود، اینکه ما مدعی بوده و هستیم که بخش عظیمی از جنگل دالیخانی در آتش غفلت سوخته است، بیشتر به خاطر آنست که نگارنده از منظر رسالت محور خویش، کمبود امکانات حرفه ای و ضروری سازمان ذیربط در مهار آتش را یک فاجعه زیست محیطی قلمداد می کند. چون نهاد یاد شده که ماموریت اصلی آن محافظت و نگهداری از جنگل های صعب العبور و دور از دسترس است، از داشتن امکانات ضروری مقابله با حوادث غیر معمول از جمله یک فروند بالگرد محروم بوده واین یک غفلت بزرگ در سیستم مدیریت اداری ماست . این حق من خبرنگار است که آن را به رخ مسئولان بکشانم باشد که فرجی شود.!

چرا که باید دانست با بیل دستی و چند سطل آب و آبرسانی توسط چند دستگاه اتومبیل آبکش ، خشم ویرانگر آتش مهار نمی شود. بنابراین اگر شدت احساس مسئولیت واقع بینانه در نظر آید، لازم می بود در ساعات اولیه چند فروند بالگرد و نه پس از 24 ساعت آن هم یک فروند به کمک نیروهای مردمی و پرسنل اداره منابع طبیعی اعزام می شد تا بلکه از میزان خسارت کاسته شود ونشد.!!!

بماند. شگفت نگارنده از رفتار دور از انصاف مصاحبه شوندگان است. از این رو آنچه را در این دم قلم می زنم درآمدی است برای این پرسش که چگونه و چطور آدمی راضی می شود حافظه و وجدان تاریخی خود را به قیمتی ارزان بفروشد؟!

بندگان خدا،عالم محضر خداست. معصیت به این بزرگی و آشکاری!؟ گواه سخن «من و ما» اول «خدا» و دوم شاخ و برگ سیاه و سوخته درختانی است که تلی از خاکستر از آنها بر جای مانده و به روز حساب بر ما قضاوت خواهند کرد. حقیر این تهمت ناروای خودسرانه نوشتن را به خدا واگذار کرده و دعا می کنم ضمن آمرزش چنانچه مشکلی در موقعیت شغلی شما پیش آمده با عنایت ویژه مسئولان امر برطرف شود. اما ناگزیرم اعتراف کنم رفتار شما و برخی از مسئولان دیگرنهادهای اداری و حتی خصوصی در هفته ای که بر ما رفت، خاطرم را سخت آزرده و جوهره قلمم را در پیشگاه خدا به شکایت روان کرد . البته گفتن ندارد این قبیل فرافکنی ها برای اصحاب رسانه که به واقعه سربازان گمنام و بدون حامی عرصه اطلاع رسانی هستند و بی هیچ پشتوانه ای در تمامی میادین مختلف حاضر می شوند، سخن عجیبی نیست و دیر زمانیست که در بخش هایی از لایه های اداری و خصوصی رخنه کرده است. هر چند رفتار ناپسند و بیمارگونه ایست، اما باید باور کرد زمانه این حرفها سر آمده و دوران آن نیز بیات شده است!!!

...و اما ای بسا که در شرایط یاد شده دیوار حاشا بلند و سر بیگناه خبرنگار قلم بدست بر سر دار افترا رود.

آنطور که مشاهده می کنید قلمم این بی تابی عجولانه مسئولان مربوطه را به واقع بر نمی تابد و در آخر از همه شمایانی که دستی بر قلم و کتاب دارید، همدردی شما را می طلبد و از همگان می پرسد: به راستی برخی از مسئولان که هر یک به نوعی لباس خدمت به مردم در تن دارند و به بیانی کارگر و حقوق بگیر ولی نعمت خویش یعنی همین مردم شریف و ولایتمدار هستند، چگونه به خود اجازه داده برای حفظ مقام و قدرت، حقیقت را به قربانگاه بکشانند؟! و بدون در نظر گرفتن شرافت انسانی ضمن به بازی گرفتن آبروی دیگران و خود، در گرداب تعصب و مصلحت فرو مانند! امیدوارم روزی از روزهای خداوند همه ما نقاب هایی را که در این فریب سرا بر چهره داریم کنار زده وبا سیرتی پاک به دور از آلودگی وابستگی ها در راستای خدمت به مردم گام برداریم . وبه امید آن روز که خورشید صداقت پرده تاریکی را با هجوم نورش روشن گرداند.