خطاب به همه کسانی که دستی برآتش دارند
خطاب به همه کسانی که دستی برآتش دارند وخیلی راحت دل می شکنند
تو صاحب منصبی جانا زمسکینان نیندیشی / تو خواب آلودهای بر چشم بیداران نبخشایی
گرفتم سرو آزادی نه از ماء مهین زادی / مکن بیگانگی با ما چو دانستی که از مایی
دعایی گرنمیگویی به دشنامی عزیزم کن/ که گرتلخست شیرینست ازآن لب هرچه فرمایی
گمان ازتشنگی بردم که دریا تا کمرباشد / چو پایانم برفت اکنون بدانستم که دریایی
تو خواهی آستین افشان وخواهی روی درهم کش/ مگس جایی نخواهد رفتن ازدکان حلوایی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 22:1 توسط هوشنگ امیدی
|
خبرنگاروکارشناس هنرهای نمایشی ازدانشکده هنرومعماری واحد تهران مرکزی ، تلفن تماس 09193575565