به پاس تکریم مقام خبرنگار

زائرانی که چگونه زیستن را به جادوی کلمه گره می زنند

غرب مازندران – هوشنگ امیدی: هرسال هفدهم مرداد ماه مصادف با سالروزشهادت خبرنگارِشهید زنده یاد «محمود صارمی» که به پاس تکریم وبزرگداشت مقام خبرنگاروزنده نگه داشتن یاد ونام وراه آن سفرکرده عزیز، مزین به «روزخبرنگار» شده است، فرصت مغتنمی است برای ارج نهادن به تلاش وکوشش های بی وقفه اصحاب رسانه وروزنامه نگارانی که دل درگروتوسعه جامعه انسانی داشته وعملکرد آنان همواره درجهت رشد وپیشرفت شهرودیاروکشوربوده وخواهد بود.

فرصتی هرچند گذرا ولی مناسب وارزشمند برای دیدنِ دویدن ها وعرق ریختن های روزنامه نگارانی که ذهن آنها همچون دستهای کارگری مهربان ووظیفه شناس، پینه بسته والبته به آن نیزافتخارمی کنند ودراین میان همانند آن کارگرِسخت کوش که تلاشی جهاد گونه برای رفاه وآسایش خانواده خویش دارد؛ درمیدانی بس بزرگتروبا افقی وسیعتربا دوندگی های بسیاردرصحنه های مختلف خبری سطح شهر، محله ومنطقه وفراسوی جهان درراستای اطلاع رسانی وبالابردن آگاهی مردم به نیت کشف ناشناخته ها ، نقد وتفسیرهای سازنده، تلاش می کنند به این امید که تراوش های ذهن واندیشه وخامه قلم آنان درخدمت بشریت قراربگیرد وگره ازکارمردم بگشاید.

ازاین رو«خبرنگار» بواسطه حرفه ای که دنبال می کند شخصیتی فراملی وبدون مرزدارد وبه واقعه چون راوی زندگی وچگونه زیستن ها می شود وبرای تهیه اخباروگزارش های خاص، خطررا به بهای جان خویش می خرد تا شیرینی خبری تازه را درکام مخاطبِ پیگیررخدادها وحوادث گوناگون روزمره بریزد، درنتیجه خواه ناخواه شریک لحظه هایی اززندگی مردم شده است وخوشبختانه شهروندان به این وجه انسانی وهویت بارز«خبرنگار» توجه نشان داده وچنین موقعیتی را به درستی پذیرفته وارج نهاده زیرا با نگاه نافذ خود به لایه های زیرین جامعه وعملکرد مدیران مسئول وانتظارات مردم ازآنان نفوذ پیدا کرده وضمن اینکه با سوژه های مختلف زندگی می کنند وبرای خلق آنها به دنبال واژه ها هستند، همچنین آوای ندای بیصدای شهروشهروندانی می شوند که چشم به دست وقلم وزبان آنان دارند ودراین گذربه قانون نانوشته ای که درهمه جای این کره خاکی میان سایرخبرنگاران واهل قلم حاکم است وآن نیزدغدغه رشد منطقه وافراد وجامعه انسانی است؛ عمل می کنند.

بنابراین اگربخواهیم با ابتکارعمل وخلاقیت ونوآوری درکمال دقت، سرعت وصداقتِ رفتاربه این قانون طلایی جامعه عمل بپوشانیم تا حرف وعمل «خبرنگار» اثربخش بوده وبردل بنشیند مسلما لازم است به جادوی کلام ودانش استفاده ازکلمه مجهزباشیم والبته به ندای درونی خویش که برگرفته ازفطرت انسانی است نیزلبیک بگوییم تا فریاد مردمانی بشویم که صدای آنان تا پشت درهای بسته می رسد. این چنین است که «خبرنگار» درمیان مردم وبرای مردم تلاش می کند تا با هم بخندیم، بگرییم ومهمترازهرچیزدیگری با هم بیندیشیم زیرا تمام هم وغم یک روزنامه نگار، برای بهتربودن ودستیابی به موفقیت های بیشتربرای عموم شهروندان است. 

حال اگربگوییم حرفه خبرنگاری تنها یک شغل نیست سخن گزافی بیان نشده است زیرا نفس عمل یک «خبرنگارحرفه ای» سرشارازعشق وایثاروازخودگذشتگی است. گواه این سخن ، حضورخبرنگارِشهید «زنده یاد محمود صارمی» وامثال وی درعرصه خبراست که درهنگام انجام وظیفه رسانه ای خود والبته ازسرجهل ونادانی جاهلان اندیشه به تیغ غیرت وجهالت درمیدانی نابرابر، درحالیکه تنها به سلاح اندیشه وقلم وکاغذ مسلح بود مظلومانه به شهادت رسید تا برای همیشه مایه شرمساری بداندیشان وجهل جاهلان باقی بماند وخود سرافرازاین کارزار، برگی ازتاریخ را به نام خویش ورق زند.

با این تفاسیرزیاد هم پربیراه نیست که اگرازسرافتخارادعا شود «خبرنگاری» یک شغل وحرفه ای مقدس است که قداست خود را ازکتاب وکتابت وخدمت به انسانیت برگرفته است والبته براین باورنیزباید اضافه کرد که خبرنگاران ازجمله افراد خوش شانسی هستند که درراهی مقدس مانند زائرانی امیدوار، برای برآورده شدن ندای درونی وبرطرف کردن نیازجامعه انسانی؛ مسیرزندگی خویش را با جادوی کلمه گره زده وروزیِ خویش را درمیدانی پاک متبرک  می کنند.

درپایان این سخن ضمن گرامیداشت سالروزشهادت زنده یاد «خبرنگارِشهید محمود صارمی» وتبریک روزخبرنگاربه صاحبان اندیشه وقلم، سخنی کوتاه ازدردهای بسیاروفراوان خبرنگاران به میان می آید وآن این است که خبرنگاران به معنای کلمه بی پناه بوده وحامی وپشتوانه مشخصی برای روزهای بیم واندوه خویش نداشته اما با این همه شجاعانه بدون آنکه ازسایه نبودن امنیت شغلی، ترس وواهمه ای به خود راه دهند همچنان قلم برسینه کاغذ نشانده وازبودن ونبودن ها، باید ونبایدها، وآمد ورفت ها سخن ها می گویند واین روایتی بی بدیل ازحضوری مقتدرانه به نام «خبرنگار» درعرصه های مختلف زندگی وهمراهی با مردم ، مدیران ومسئولان است که صد البته گاه به مذاق بعضی ها خوش می آید وگاه نیزکام برخی را تلخ می کند درنتیجه ناباورانه مورد بی مهری ها وترد شدن ها قرارمی گیرد وآن هم به پاس اینکه ازحق وحقانیت دفاع کرده وازمسیرصحیح منحرف نشده است والبته این طبیعت کارخبرنگاربوده واونیزبا چنین حربه هایی آشنایی پیدا کرده است پس با هوشیاری تمام درمیدان می ماند وبا مردم شهرومخاطبان همیشگی خود همراه می شود وبرای آنان می نویسد به این امید که درغم وشادی آنها شریک شود وبا آنها بخندد ، بگرید ، بیندیشد وزندگی کند... واین پایان راه نیست!