پرده برداری ازفراموشخانه نمایش رامسربه بهانه اردیبهشت تئاتر
پرده برداری ازفراموشخانه نمایش رامسربه بهانه اردیبهشت تئاتر
بدون تردید برگزاری سمینار، همایش وجشنواره های تخصصی تئاترگامی ارزشمند برای حفظ وتوسعه روزافزون این هنرفرهنگی ارزشی با پشتوانه سه هزارساله دررفتاراجتماعی یک ملت است که می تواند ضمن آشنایی وجذب مخاطبان ، همچنین باعث رونق وشکوفایی روند تاثیرگذارتئاتردرفرهنگ جامعه انسانی شود. البته منوط براینکه به پاس عملکرد مدیران وکارگزاران فرهنگی وهنری این فرایند مذکورازحالت کلیشه ای ، ویترینی ومقطعی بودن خارج شده ودراثرتصمیم گیری درست آنان هنرتئاتردرسبد خانوارمردم جایگاه ارزشمندی که درخورآن است ، کسب کند. بلکه هرگاه اقشارمختلف جامعه بخصوص اهالی فرهنگ ضرورت نیازبه وجود آن را درک کرده با آسودگی خاطرازحضورآن بهرمند شوند.
دراین صورت می توان ادعا کرد برای ملموس کردن تئاتر، گامی شایسته برداشته وتنها برای بقا وماندگاری عمرپست ومقام خویش اندیشه نکرده ایم. متاسفانه برخی ازمدیران همواره افتخارمی کنند که خدمتگزارکوچکی برای خانواده تئاتری بوده وهستند درحالیکه این خدمتگزاری هنوزدستاورد قابل توجهی برای مشتاقان تئاتربه ارمغان نیاورده است. نگارنده درشگفت است متولیان مورد خطاب با کدام رویکرد منطقی وهنری ازموجودیت تئاترسخن به میان آورده وازآن اعلام حمایت می کنند. دیگراینکه چه گلی برسرتئاترزده که با شیفتگی تمام چنین اظهارلطف می کنند.
به راستی به جزبرگزاری چند جشنواره مناسبتی ومقطعی وزودگذر، کی وکجا به حمایت ازتئاترپرداخته اند. آیا می دانیم و می دانند که دربرخی ازشهرستانهای دورونزدیک کشوراسلامی ایران اصلا سالن تئاتر، فرهنگسرا، شهرکتاب و... وجود خارجی نداشته و کارکنان اداره فرهنگ وارشاد درساختمانهای غیراستاندارد استیجاری دروضیعت کارمندی به سرمی برند وبه دلیل محدودیت ها، آنطورکه باید شوروهیجان بصری را درخود ودیگران بیدارنمی کنند.
گفتن ندارد این کوتاهی ها جفا به قداست هنربخصوص صحنه تئاتراست ، چراکه احساس می شود شیوه رفتاری موجود هنرتئاتررا مقوله ای غریب وغیرنیازفرض کرده که بود ونبودش را علی السویه می پندارد. موضوعی که به زعم بسیاری ازکارشناسان، مادرتمام هنرهاست . زیرا تنها رویدادی است که درآن واقعیت های زندگی با رویاهایی که قابل لمس بوده ویا نیستند ، آمیخته شده سپس درآینه ای که پیش روی مخاطب می گذارد مفهوم زندگی را به شیوه ای زیباترازآنچه که هست بیان می کند . اینجاست که تصویرهای دیداری زبان تئاتربازگوی افکارواحساسات ناب بشری شده و تماشاگران مشتاق را به دنیای خویش فرا می خواند.
بماند. سخن به درازا کشید. دراینجا لازم دانسته به نکاتی پیرامون فرایند نمایش وچهارمین همایش اردیبهشت تئاتررامسراشاره کرده که ازنظرخوانندگان بخصوص مسئولان محترم فرهنگ وهنرمی گذرد تا آنان که داعیه دفاع ازرسالت هنردارند خود به قضاوت بنشینند. آری بنابراعتراف پیشکسوتان، هنرمندان، مسئولان واعضای شورای مشورتی تئاتررامسر نزدیک به چهارسال بود که وضیعت تئاتراین شهرستان دچاررخوت وسستی ، فرسودگی زمان وفراموشی فرهنگی مسئولان ذیربط شده بود وکمترکسی به ضرورت آن می اندیشید. دراین فاصله زمانی اگرچه برخی تجربه های مناسبتی درقالب ظنزانجام می شده است ولی چون فارغ ازساختارنمایشی وشکل وشمایل هنری بوده هرگزنمی توان ازآنها به عنوان تئاتریاد کرد.
صد افسوس اینکه درپاره ای اززمان یاد شده به خاطرضعف مدیریت فرهنگی تئاتروعدم حمایت همه جانبه ازهنرمندان بومی ، برای برگزاری جشن سالانه تئاترازوجود هنرمندان شهرهای اطراف استفاده می شود. البته نفس این عمل به ذات خود بد نیست ، اما با توجه به حضوردانش آموختگان تحصیل کرده هنرهای نمایشی وسینمایی رامسری وتوانمندی های کارشناسانه که درآنها سراغ داریم به راستی کدام عقل سلیم این رویه را درست وبجا قلمداد می کند. دودیگراگربه کسی برنخورد باید پرسید چه سیاستی اتخاذ شده وبرما چه رفته که صاحبان هنرتئاتر، خانه نشین شده ومسئولان امرضمن چشم پوشی ازسرمایه های هنربومی به خلق چنین بدعت ها وساختارشکنی های بدیع رویی آورده بودند.
نگارنده معتقد است رفتارغیراصولی مسئولان مربوطه باعث گریزوطرد هنرمندان تحصیل کرده ازبدنه تئاترودرنهایت تعطیلی هنرنمایش رامسردرسالهای اخیرشده بود که متاسفانه هم اینک درچرخشی دوباره درحال شکل گیری مجدد است.
... واما ناگفته نماند اگرشورونشاطی هرچند ناچیزدروجود خسته تئاتررامسرشکل گرفته است این احتمال می رود که تنها به خاطرحضورگروه هنری«تئاترفردا» است که درابتدای سال 89 با «شعارآشتی هنرمندان ومخاطبان با صحنه مقدس نمایش» ، فعالیت حرفه ای خود را آغازکرد. هرچند درابتدای امرمسئولان مربوطه با نویدهای بسیارعالی اعلام حمایت کرده اما ازوجود مبارک آنان جزگفت وشنود وسخن پراکنی وگاه زحمت، چیزی نصیب تئاترفردا نشد. با این همه گروه تئاترفردا همزمان دونمایش «هتل ایران» نوشته افشین هاشمی و«من قاضی القضاتم که مرگ مردمهرکردم به مهر!» نوشته مدرس دانشگاه استاد نصرالله قادری را به منظوراجرای عموم دردست گرفت. باید عنوان کرد تمرین واجرای این آثارنمایشی نزدیک به 10 ماه به طول انجامید وبه شهادت تاریخ ، خانواده بزرگ تئاتررامسر، اعضای گروه به جزروزهای تعطیل رنج تحمل روزهای سرد وگرم وبارانی را به جان خریده وبه تمرین نمایش می پرداختند. البته اجرای «هتل ایران» به دلایلی که زمان مشخص خواهد کرد، فرجام نیکی نداشت اما «من قاضی القضاتم که...» با استقبال گرم مسئولان ارشد وهمچنین شهروندان محترم رامسرروبروشد.
آری این تنها گروه تئاتری بود که پس ازسالها رخوت تئاتر، سکوت صحنه را شکست وچراغ خاموش تئاتررامسررا نوری هرچند کم سوبخشید وبه آن هویت ومعنایی تازه داد. گستره تشعشعات این نورکوچک تا آنجا پیش رفت که درپس آن گروه های سابق تئاتربه تب وتاب تدافعی افتاده وضمن اعلام حیات هنری به صحنه برگشتند. البته این مهم تنها بخش اثرگذارکارنبود، زیرا شورای مشورای تئاتربعد ازسالها خانه نشینی وسکوت معنادارخود تشکیل جلسه داد وبا درج فراخوان واعلامیه ازهنرمندان تئاترشهرستان برای ساماندهی وضیعت تئاتردعوت به عمل آورد.
جای نیک بختی است که گروه «تئاترفردا» باعث ایجاد تحول درتفکرمدیریت فرهنگی تئاتررامسرشده وبسیارمفتخراست که تلاش می کند چشم اندازتئاترشهرستان را به صورت حرفه ای بسط وگسترش دهد. حال جای بسی تعجب وشگفت است این گروه هنری که متشکل ازکارشناس های تحصیل کرده تئاتربوده به بهانه های واهی درطرح ثبت گروه های نمایشی تئاترشهرستان مورد بی مهری مسئولان قرارگرفته واعلام می شود که ازشرایط حرفه ای وحقوقی کافی برخوردارنیست. آن هم گروهی که بیش از10سال است درتئاترحرفه ای کشورفعالیت می کند وسابقه اجرای حرفه ای نزدیک به 10 اثرنمایشی وهمچنین افتخارهمکاری وشاگردی اساتید فرهیخته تئاترکشوررا درکارنامه هنری خود به همراه دارد. حال ازنظرکارشناسان ومدیران فرهنگی مازندران شرایط ثبت شدن درتئاترکشوررا ندارد. چه می شود گفت این هم یکی ازوقایع طنزروزگارفرهنگی هنری ماست که به آن دچارشده ایم!
صاحب این قلم به خوبی واقف است مدیریت فرهنگی رامسرنیازمند رویکردی جدید با یک نگاه فرهنگی، دلسوزوآگاه به مسائل روزاست تا با جسارت وقدرت درعرصه های گوناگون ضمن دفاع ازحقوق هنرمندان وتشکیل بانک اطلاعاتی خانواده تئاتری با اجرای برنامه ای دقیق درحفظ وتشویق گروه های هنری برآید ونه اینکه با نگاهی غیرمنطقی ودورازانصاف ، نبش قبرکرده وبرای خالی نبودن عریضه هنرمندانی را به عنوان هنرمند سال معرفی کرده که سالهاست صحنه آنها را فراموش کرده است وآنان نیزدرچند وچون زندگی روزمره مشغول شده اند. البته اعتراف می شود احترام گذاشتن به بزرگان وپیشکسوتان سایرعرصه های هنری نخستین گام درتوسعه تئاتراست ، اما باید دانست آیا وقت آن نرسیده است تا با نگاهی خلاقانه ونوبه جامعه تئاتری بیندیشیم.
درپایان آنچه پیشنهاد می شود تنها راهکاری است که احساس می شود مسئولان ومدیران فرهنگی نیازمند توجه به آن هستند وآن بازنگری درشیوه رفتارفرهنگی خود به دوراز هرگونه تبعیض، اختصاص بودجه کافی برای ظهورپدیده های فرهنگی نو، ساخت فضا وتامین امکانات مناسب برای برگزاری همایش ها واجرای عموم آثارهنری هنرمندان شهرستان است. پس لازم است باورکنیم که عمرآدمی، رهگذرزمان است. طبیعت می میرد . مدیران می روند اما آنچه می ماند تداوم زندگی وعملکرد آنان است که روزی باید نزد وجدان بیدارخویش ودیگران برای آن پاسخی قانع کننده ارائه کنند.
خبرنگاروکارشناس هنرهای نمایشی ازدانشکده هنرومعماری واحد تهران مرکزی ، تلفن تماس 09193575565