آرزوهایی برای ساختن یک زندگی درپس صورتک دولتمردان

                    برای کتمان نابرابریها امید دادن ویران کردن است

ایران معاصر- هوشنگ امیدی hoshangomidi@gmail.com

با اندکی دقیق شدن به وعده های گوناگون دولت می توان گفت دراین دوره ازحکومت جمهوری اسلامی ایران که پیشوند «عدالت محوروکریمه» برآن نیزاضافه شده است نه نفت ازسفره های زیرزمینی خدادادی ملت برسرسفره های مردم آمد ونه پول نفت آنطورکه باید به حساب مردم واریزشد ونه کابینه 70 میلیونی تشکیل گردید ونه سهام عدالت با نگاهی عدالت گسترمیان مردم تقسیم شد ونه طرح مسکن مهربا رویکردی مهربانانه ، به مردم نیازمند وبی خانمان روی خوش نشان داد ونه معضل اشتغال جوانان ساماندهی شد ونه اینکه سیاست حذف « یارانه های دولتی » وتبدیل آن به « صدقه های حکومتی »  توانست اقتصاد جامعه ایرانی را سروسامان دهد. جا دارد به همه این افتخارات طرح واگذاری هزارمترزمین به هرخانوارایرانی را که درنطفه خفه شد واعطای حقوق بیکاری به افراد جویای کاررا که به تازگی باب شده است به وعده های دولت اضافه کنیم. البته بی انصافی است اگربه عمده خدمات رفاهی ،اجتماعی وهمچنین ساخت دهها هزارواحد مسکونی دربرخی کشورها مانند لبنان، ونزوئلا و...و...و... اشاره نکنیم.

 ...می خواهم با شما ازپدیده ای سخن گویم که سالهاست بیشترخانواده های ایرانی را گرفتاردستاوردهای شوم خود کرده است. پدیده پایداری که دراثرنابرابری ها وتضادهای اجتماعی درهمه جوامع انسانی وجود دارد اما دراین دیارشکل وشمایل آن به صورت وحشتناکی دیرزمانی است شاکله اصلی بسیاری ازخانواده ها را ازهم پاشیده وبه ورطه نابودی کشانده است.

 شاید پرسیده شود منظورمعضل خانمان براندازاعتیاد ومواد افیونی است اما پاسخ نگارنده تلخ ترازاین واقعیت کهنه است وآن پدیده شوم ونامبارک «فقرمادی» و«تبعیض اقتصادی» است که این روزها شرایط زندگی کردن را برای قشراعظیمی ازشهروندان ایرانِ ثروتمند با مشکلات حاد روبروساخته است. مشکلاتی نظیربحران های اجتماعی واقتصادی ، فساد ، فحشا ، بیکاری ، ولگردی ، خودسوزی، خودکشی ، دیگرکشی وبیماری های فراوانی که رفته رفته به جمع آنها نیزافزوده می شود. البته اینجانب درمقام یک کارشناس یا یک اقتصاددان وجامعه شناس سخن نمی گویم، بلکه چون به واسطه مسئولیت حرفه ای که نسبت به جامعه داشته وشاهد وناظرزنده شرایط جامعه بوده اینجاست که نمی توانم چهره دهشتناک فقربسیاری ازخانواده های ایرانی چون خویش را پشت آمارهای رسمی ونمایشی پنهان کنم. نتیجه این می شود که سخن صاحب این قلم حکایت دیدن ولمس کردن زندگی مردمانی است که هرروزخدا ازکنارشان می گذریم بی آنکه آنها را ببینیم یا بخواهیم ببینیم.

آری پدیده «فقر» چندش آورترین وجه بارززندگی برای تحقیر«حرمت وکرامت انسانی» است که چترشوم وتاریک خود را برسربیشترخانواده های ایرانی افراشته وسالهای مدیدی است که قصه زندگی کردن را برای نیمی ازمردمِ با آبروی ایرانی تبدیل به «عادت کردن وکنارآمدن با همه ناملایمات» به هرقیمتی شده ، کرده است. پس من وتو وهمه ما را براین جهت سوق می دهد تا به جای اینکه زندگی کنیم به پوچی روزمرگی هایمان عادت کنیم. چون تنها راه ممکن همین است. البته این روایتِ تلخ، ویژگی آدم های تیره روزی است که ازنعمت رفاه وآسایش مادی واین دنیایی بی بهره مانده وشب وروزدرزندگی آنها یکسان شده است! درمقابل این انسانهای خوشبخت هستند که چون بورژوایی بی درد دردامان محبت دنیای مادی که لازمه زندگی کردن به معنای کلمه نیزهست، زندگی شان سرشاراززیبایی هاست. اما خانواده فقیرکه دردام گسترده فقراسیرشده همواره بدبخت وبی چاره است. چاره ای ندارد جزاینکه با حسرت به آرزوها وروزهای خوش زندگی ایی که درپس صورتک دولتمردان به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده است ، کناربیاید ودرگوشه ای آرام گیرد. پس زندگی می کند... زندگی که نه عادت می کند به هربهایی که شده زنده بماند!! واین میراثی گزنده ودردآوراست که نسل به نسل دربیشترخانواده های ایران زمین دست به دست می شود.

     گفتن ندارد اما باید گفت که دولتمردان محترم هم بنا برقدرت وتوان خود برای رهایی مردم ازچنگال عفریت فقرکارهای بزرگی انجام داده اند ولی متاسفانه چون مردم بی چاره همواره ازبدشانس های روزگارهستند، اقدامات مربوطه نیزدرحد طرح وبرنامه ووعده های بی سرانجام باقی مانده است واین دیگرمشکل دولت نیست. برمی گردد به بد بیاری مردم! ...چه باید کرد؟ مردم باید سرخوش وسرگرم باشند.

 بگذارکمی باهم روراست وصادق باشیم وبا جسارت به وعده های دولت نهم ودهم که هرروزبه جمع آنها نیزافزوده می شود اشاره ای گذرا داشته باشیم. وعده هایی که چون ابری بی باران برسرمردم بی پناه سایه افکنده وآنها را تا به امروزوفردا منتظرنگه داشته است ومی دارد!!

با اندکی دقیق شدن به وعده های گوناگون دولت دکترمحمود احمدی نژاد می توان گفت دراین دوره ازحکومت جمهوری اسلامی ایران که پیشوند «عدالت محوروکریمه» برآن نیزاضافه شده است نه نفت ازسفره های زیرزمینی خدادادی ملت برسرسفره های مردم آمد ونه پول نفت آنطورکه باید به حساب مردم واریزشد ونه کابینه 70 میلیونی تشکیل گردید ونه سهام عدالت با نگاهی عدالت گسترمیان مردم تقسیم شد ونه طرح مسکن مهربا رویکردی مهربانانه ، به مردم نیازمند وبی خانمان روی خوش نشان داد ونه معضل اشتغال جوانان ساماندهی شد ونه اینکه سیاست حذف « یارانه های دولتی » وتبدیل آن به « صدقه های حکومتی »  توانست اقتصاد جامعه ایرانی را سروسامان دهد. جا دارد به همه این افتخارات طرح واگذاری هزارمترزمین به هرخانوارایرانی را که درنطفه هم خفه شد واعطای حقوق بیکاری به افراد جویای کاررا که به تازگی باب شده است به وعده های دولت اضافه کنیم.

 

البته بی انصافی است اگربه عمده خدمات رفاهی ،اجتماعی وهمچنین ساخت دهها هزارواحد مسکونی دربرخی کشورها مانند لبنان، ونزوئلا و...و...و... اشاره نکنیم. چون به هرحال آنها نیزعضوی ازملت  وجامعه انسانی هستند که این روزها دولت کریمه ما برایشان دایه ای دلسوزترازمادرشده وبهترازدولتمردان خود امورات آنان را رتق وفتق می کند!! خب گیرم که بکند ، ما که بخیل نیستیم. بگذارگوشه ای ازسرمایه های بیت المال وایران عزیزهم خرج تسکین آلام ودردهای بشری شود.چراکه ملت ما هیچ مشکلی نداشته وحال همه ما آنطورکه پیداست خوب است. پس باید کمی هم ازسرشکم سیری وبدمستی به فکرهمسایه باشیم. زهی خیال باطل ، توبشنواما باورنکن!!

حتما درمقابل این یادداشت مخالفانی هستند که درجبهه ای محکم اعلام می دارند نگارنده ازعوامل دست نشانده استکبارویا موج فرونشسته نهضت سبزاست که سعی دارد با سیاه بینی وسیاه نمایی ، خدمات بزرگ دولت را دراین وجیزکوچک شمرد. بی خیال چه می شود گفت به عقیده آنها هم احترام می گذاریم. اما بگذارراحتت کنم من یک شهروند ایرانی ام که نه به کثافت پول ونه مقام ونه به دام گسترده سیاست بازان گرفتارآمده ام. پس باید دانست هرحرکتی که وظیفه اصلی دولت وقانون اساسی است احتیاج به گفتن ندارد. حال رخصت دهید تا به یاد خود وخودشان آورده که اعلام کنم این روزها ،

مردم با چشمهایشان بیشترمی شنوند تا با گوشهایشان ؛وچنین است که دیگرنمی توانیم آنها را با هرگونه آماررسمی وغیررسمی ساکت نگه داریم!!

درثانی صاحب این قلم به آنچه درچهره کنونی جامعه ایرانی می بیند نسبت به آمارهای دولتی بیشتراحترام گذاشته وپایبند است. زیرا آنچه قلم زده حاصل رویکردی است که به زندگی اقشارمختلف جامعه نزدیکتراست. دیگراینکه وظیفه نویسنده یادداشت مذکور، ایجاد نگرشی پرسشگرایانه وانتقادی ازوضیعت موجود درمیان مردم ومسئولان است. وضیعتی که هرگزشایسته جامعه ایرانی نیست. نگارنده براین باوراست مسئولان دولتی باید به دور ازهرگونه جانب داری حزبی برای بهبود شرایط اجتماعی واقتصادی جامعه که رکن اساسی پیشرفت ملت ایران است به گونه ای اقدام کنند که نتیجه مساعدآن درزندگی جاری مردم به صورت واضح ملموس واقع شود ونه اینکه کم کاری ویا کوتاهی های خود را درهسته مرکزی دولت درپس جنگ های زرگری، کشف وشهود سیاسی واقتصادی ، جناحی وحزبی ودرآخردربطن پروژه ای نوظهورآن هم دردرون دولت نظیررمالی وجن گیری سرپوش گذارند وبیش ازآنکه به حل مسائل ومعضلات معیشتی مردم وبیکاری جوانان برآیند تنها دراندیشه ورویای چگونگی جابجایی قدرت ویا حفظ آن باشند!! البته لازم است اشاره شود که ترس ونگرانی اینجانب ازآن جهت است، قبل ازآنکه برخی ازدولتمردان پیدا وپنهان، آخرین زایمان سیاسی خود را درکانون پرحادثه دولت فعلی بکنند؛ ازبدحادثه سرزا بروند ویا کسانی خود باوروخودشیفته با وعده تامین دیه نود میلیونی آنان درکمین جانشان نشسته وآشوبی خود ساخته نصیب ملت کنند!!

باید بگویم به زعم نگارنده  کاری که اینک شما دولتمردان می کنید حکایت پرطاووس مزین به آیینه است که درآن تظاهربه وفورزیبایی وغرورخود می کند ومی کوشد بیشترازآنچه دارد نصیب خود کند. ای معاصران محترم ، تعارف وتمجید این خصلت بد ایرانی جماعت را کناربگذاریم وکمی واقع بین بوده ودراندیشه رنجنامه ملت باشیم.

با من بیایید وهمراه شوید تا ازدریچه چشمانم تصویرآشکاری ازرنج هموطنان خویش را به نظاره بنشینیم. من ازانسان قرن بیست ویکمی سخن می گویم . انسانی با همه نیازهای خاص خود درجاده تمدن که ایران واسلام پیشتازآن بوده اند واینک جوان این سرزمین کهن بوم درحسرت تجربه موفق گذشته خویش است. جوانی که آمارهمه نداشته هایش بسیاربسیاردردآوراست وچون تَنگ دست است ، سفره خانه اش هم چون حساب بانکی وخانه نداشته اش پرازهیچ است!! اینجاست که با این همه درد جانکاه، خانواده ایرانی درچهارراه چند وچون رزق وروزی گرفتارآمده وهرچه دست وپا می زند تا ازچنگال شوم «فقرونداری» رهایی یابد اما متاسفانه چون ابزارومقدمات اولیه این مبارزه نابرابررادراختیارندارد،هرروزبیشترازگذشته گرفتارنامیدی ها وناملایمات روزگارمی شود وناخواسته درغرقابی ازدروغ وتزویرفرومی رود.

این درحالی است که آمارهای دولتی با منت اعلام می دارد ماهانه میلیاردها تومان یارانه نقدی به حساب شخصی مردم واریزمی شود. به راستی وقتی که حق طبیعی شهروندان را آن هم درسطحی بسیارنازل به آنان واگذارمی کنیم دیگرچه نیازی به منت نهادن است؟ چه خوب بود ازصاحب کرسی زمانه خدای جلال وقهاریاد می گرفتیم که دهنده بی منت باشیم. اما باید توجه داشت که همین واریزی ناچیزیارانه ها پیش ازآنکه مردم برایش چاره ای بیندیشند باید به حساب های مختلف که زیرمجموعه های خرد وکلان دولت هستند واریزشود. جالب است ازیک دست می گیری وبه چند دست پس می دهی!! به عبارتی یک دست می دهد چند دست پس می گیرد!!

درنگاهی کلی به جامعه درمی یابیم خیلی ازبیکاران تحصیل کرده که دراثرتشویق های غیرکارشناسانه به اخذ وام برای راه اندازی طرح های زود بازده رویی آورده بودند اینک به بیکاران بدهکاری تبدیل شده که راه پس وپیش برآنان سد شده است واینباربه اجبار برای رهایی اززیرباربدهکاری بانک های دولتی درتکاپوی قرض وقوله برای تهیه یک پیکان یا پراید سواری هستند تا آرامشی تازه بیابند. اما دیگرموفقیتی درکارنیست چون هرگزتوان تامین 8 و9 میلیون تومان پول نقد را برای این وسیله نقلیه درکف ندارند. پس تمام راهها را برخود بسته می بیند ودرناامیدی کامل به حال جوانان خوشبخت کشورهای همسایه غبطه می خورند که با کلی سلام وصلوات همین وسیله کذایی را با یک سوم قیمت دریافت می کنند. راحت باشیم همه چیزخوب است وما خیلی خوشبخت هستیم!! نه به خودنگیریم این تصویری ناهمگون ونازیبا ازصداقت نقابدارمسئولان است که می رود فرایند زندگی کردن را برای مردمی چون خویشتن خویش به رویایی دست نیافتنی بدل کند. 

سخن به درازا کشید. نگارنده درپایان یادآورمی شود تنها خواسته وانتظاربحق مردم واقشار«کم درآمد» ویا بهتر بگویم «هیچ درآمد» جامعه ایرانی ازمسئولان دولت کریمه این است که به آنان به دیده شهروند ایرانی توام با احترام نگریسته شود و درچهارچوبی این چنین برای رفع نیازهای آنان بکوشند. آنگاه به جای شعار، قبل ازهراقدامی عمل را پیشه خود ساخته ودیگروعده ندهند. زیرا مردم ازاین همه وعده های هزارواندی خسته شده اند. البته بی تقصیرهم نیستند چون اطراف آنان پرشده ازوعده های بسیاری که هیچ یک ازآنها عملی نشده یا آنطورکه باید عملی نشده است.

واینک سخن آخر،اگرچه امید به زندگی وآینده یکی ازاهداف وسیاست های دولتمردان است اما باید اعتراف کرد، درشرایطی که وضیعت اقتصادی بیشتراقشارمختلف جامعه ایرانی نابسامان است، دراین صورت طرح وعده ویا « ابلاغ امید های تازه ویران کردن همه آرزوهاست »، چون دیری است که بسیاری ازمردم براساس وعده ووعید های مسئولان ودولتمردان امروزی ؛ زندگی محقرانه خویش را ازدست داده ویا گرفتارچالش های خانمان براندازی شده اند که حسابش بی حساب است ودرنهایت چون تسلیم شرایط نابرابرشده اند برای کنارآمدن با زندگی وهزینه های آن به رقم یارانه های ناچیزدل خوش کرده تا اگرشد درپایان هرماه میان خود وزیرمجموعه های فراوان دولت کریمه به صورتی نابرابرتقسیم کنند. به امید روزهایی که آفتاب عدالت درآسمان ملت ایران به یکسان بتابد.