دورازانصاف است اگرازهمکاری برخی ازمدیران روابط عمومی دستگاههای اداری استان غافل شویم وبازهم بی انصافی است اگرعدم همکاری بعضی ازمسئولان مربوطه را حسن خلق دانسته وازبداستقبالی آنان نسبت به خبرنگاران سخن نگفت ویا سکوت کرد. هرچند بعضیها سکوت را حربه ای نیک دانسته وبرخی دیگربی خیال مطلب می شوند!! اما قلم نگارنده ضمن احترام به هردونگرش ، راهی دیگرپیش گرفته وآن یادآوری گوشه ای ازوظایف مسئولان محترم روابط عمومی هاست. امید که براینجانب بخشیده ومطلب حاضرنیزبه کاراین دوستان مردم دارونیک روش آید. حال که گوشی دستت آمد نگاهم کن وهرجایی که هستی همراه شو شاید برایت جالب شوم چون من یک خبرنگارم ومی خواهم دراعتراض به رفتاری که فرهنگ شده با توسخن گویم !! اینجاست که کلمات یک به یک درکنارهم جمع شده وبا تشکیل جملات کوتاه وبلند ، فریاد رسایی می شوند جهت برقراری ارتباط دوسویه میان آنان که خود را مسئولان روابط عمومی های ادارات می خوانند بلکه براساس احترام به حقوق ارباب رجوع ، اطلاع رسانی گسترده را دردستورکارخود قرارداده وبدانند که دانستن حق طبیعی مردم است. پس راه خود را پیش گرفته وازنیک وبد این چالش سخن به میان آورده باشد که روزی مفید واقع شود. هرچند با چوب دوسرطلا سرزنش شده وخیلی ها بسیارمی گویند که «مگر بزگری  که ازگله بِدری»! اما با تمام این اوصاضمن رعایت ادب دراین میدان فرهنگی قلم خواهیم زد.
 اینک باب سخن که با طرح سوال آغاز می شود:   
 چرا برخی ازمسئولان ادارات ومدیران روابط عمومی ها با رسانه، ارتباط اندک داشته ویا اصلا هیچ گونه پل ارتباطی با اصحاب رسانه ها ندارند!؟ مسلما این شیوه رفتارکه ملکه ذهن بعضی ها هم شده  به خاطرآشنایی اندک برخی ازمسئولان استانی وشهرستانی به قدرت رسانه ویا خالی بودن حساب خزانه آنان بوده که البته برای برخی ازدوستان این حساب کذایی همواره پروپیمان است! واما این سکه شانش حتما روی دیگری هم دارد. آن اینکه برخی ازمدیران بدون اجازه مسئولان استانی وکشوری هرگزبا رسانه ها ارتباط موثربرقرارنکرده ومیانه خوبی با خبرنگاران ندارند. با این حال چگونه می توان انتظارداشت که یک مدیردرمنصب خویش به منظورآشنایی افکارعمومی با عملکرد دستگاه مربوطه با خبرنگاران مصاحبه کرده وگزارش عملکرد بدهد وبرای آن نیزهزینه ای متقبل شود.
باری به هرحال آنان که باید بدانند خوب می دانند که منظورنگارنده چه هست، پس ازاصل مطلب غافل نشده و یاد آورشده که درهزاره سوم زندگی می کنیم . دوره ای که درآن کلیه معادلات زمان ومکان به یمن مکانیسم دنیای پررمزورازاینترنت وارتباطات دیجیتالی رفته رفته ازحالت سنتی خود خارج شده وروابط میان انسانها به شیوه های گوناگون دربطن زندگی مدرن جای تازه ای برای خود یافته است. شیوه ای بدیع که حد وفاصل مرزهای جغرافیایی را بطورکلی برهم زده ویا کم رنگ کرده ودرنوع خود شرایطی بوجود آورده تا شخص با فشردن یک دکمه کوچک کیبورد درکمترین زمان ممکن درفضای مجازی، واقعیت پیدا وپنهان جهان کنونی را به شکلی نوتجربه می کند.
کافیست دراین فرایند زندگی مدرن کمی اندیشه کنیم. آن وقت متوجه خواهیم شد عصرامروز، دنیای روابط عمومی هاست. شاید درنگاه نخست باورآن سخت آید ولی حقیقت زندگی همین است وبس. بنابراین اگرنتوانیم درزندگی آرمانی خود درخلق رابطه های تازه موفق عمل کنیم، یقینا فرصت ورود به یک دنیای جدید وگشودن پنجره ای به روی تاریکی ها را ازدست داده ایم . اتفاقی که ممکن است جبران آن هرگزمیسرنشود.
حتما به یاد دارید که درگذشته به فراخورزمان، برخی ازروابط عمومی های دستگاههای اجرایی درمحیطی بسته ودارای پوشش با ایجاد محدودیت برای ارباب رجوع وهمچنین اصحاب رسانه، سعی درپنهان کاری حقایق داشتند. گاه به گونه ای رفتارمی کردند تا تمام زشتی های موجود دردستگاه های مربوطه را به بهترین شکل، زیبا منعکس کنند. جالب اینکه موفق هم می شدند. ولی امروز، ورق برگشته وزمانه رفتاربهتری را الگو ومعیارمی داند. متاسفانه دربرخی ازدستگاه های اداری هنوزهمین شیوه منسوخ پایداراست ومسئولان کمتر درفضای ایجاد تعامل با روزنامه نگاران که به حق نماینده افکارعمومی هستند ، گام برمی دارند.
ازسویی دیگردربعضی ازسازمان ها اصلا تعریف درستی برای موجودیت روابط عمومی ها ارائه نشده است ومدیران حضورآن را تنها درتهیه وطراحی پوسترهای تبلیغاتی ونصب چند پلاکارد درسطح شهروامورداخلی اداره خلاصه کرده اند. حال آن که «روابط عمومی ها» چون کارشناسی متخصص ومدبر، هویت اصلی یک ساختاراداری هستند که باید به منظورایجاد رابطه چند سویه میان مسئولان، ارباب رجوع ودرنهایت خبرنگاران سایررسانه ها با صداقت کامل به ایفای نقش بپردازند ونه این که با طرح مسائل بی ربط وکتمان حقایق پنجره ای نوبرای ایجاد «فاصله های خود ساخته» بازکنند.
نگارنده ضمن اعلام ناخرسندی خود ازوضیعت موجود اعتراف می کند، آنچه دراین فضا رویت می شود برگرفته ازنفس عمل مسئولانی است که درشکل گیری رابطه با اهالی رسانه کوتاهی می کنند وشاید هم با طرح وبرنامه ازقبل پیش بینی شده، پرده برحقایق می کشند ومسیررا تنها برای نورچشمی ها مهیا می کنند. دراین حال صد افسوس اگرنقد وسخنی که برآیند رفتارغیرمتعارف بعضی ها است ازجانب یک روزنامه نگارعنوان شود، خیلی ها وی را متهم به جرم های ناکرده می کنند!! زیرا عادت کرده ایم درفضایی بی منتقد ودرتنهایی خود ساخته بدون حضورکسانی که باید حضورشان را برای بهترشدن عملکرد مسئولان اجرایی پاس بداریم، هرآنچه پسند خود مان است آن را بی وچون وچرا دنبال می کنیم درحالی که این قصه که ما برانجام آن اصرارمی ورزیم، وحی منزل نیست.
ازاین رواحساس می شود زمان آن رسیده است که مسئولان دستگاههای اداری، بایستی به صورت عملی ونه لفظ وسخن درراستای برقراری ارتباط سازنده با نشریات اقدامات ماندگاری انجام داده وخبرنگاران را یکی ازمحورهای توسعه سیستم مدیریتی وبازوی پنهان قدرت خود بدانند. زیرا بدون وجود سیستم ارتباطی که بخش مهمی ازآن را نمایندگان رسانه ها ی گروهی یعنی خبرنگاران قلم به دست تشکیل می دهند هرگزتصویرواقعی ویا آرمانی ازیک جامعه منعکس نخواهد شد. به همین خاطرمی توان معتقد بود رسانه ها پایه واساس توسعه یک جامعه بوده ودرنگاهی منطقی باعث ارتقای فرهنگ وافزایش آگاهی همگانی، توسعه سیاسی، اقتصادی واجتماعی می شوند.
خدارا شکربه گزاف سخن نگویم زیرا خوب می دانم اهمیت علم ارتباطات برکسی پوشیده نیست وتمامی اقشارجامعه ازاستاندار، فرماندار، شهردار، خانه داروحتی کروکورگرفته تا بقال وکارمند ومدیروصاحب منصب به نقش سازنده آن درتوسعه وپیشرفت همگانی جامعه ایمان وباورقلبی دارند، متاسفانه برخی ازاین کسان که ذکرشان رفت وکم هم نیستند هرگزبه خود زحمت نداده ویا حاضرنیستند برای این بخش مهم وتاثیرگذار، به اندازه ای که بایدهزینه کنند! نمی دانم گره کوراین مشکل به دست مبارک چه کسی ویا چه کسانی بازخواهد شد اما برای گسترش وترویج نقش رسانه وتعامل سیستم اموراداری با این مقوله فرهنگ ساز، بهترین سرمایه وقدرت بلافصل همانا، تلاش مضاعف است. زیرا معتقدم تلاش برای توسعه زندگی فردی واجتماعی، راهکارهای ویژه ای را فراهم می سازد که درآن سیاست های ارتباطی نقش تعیین کننده ای اجرا می کنند.