hoshangomidi@gamil.com

امان ازتلاش بی حاصل دراین سرمای سکوت

آزاد نیستیم تا آزادی را فریاد بزنیم !!!

... سوگند به قلم وآنچه می نویسند. این جمله پرمعنا را خداوند سبحان درستایش عظمت قلم وکتابت وپاسداشت جوهره آن که درلوح محفوظ کتاب قرآن کریم برسینه خاتم پیامبران فرود آمد، فرموده اند. بنابرمستندات آشکار، هستند کسانی که حرمت قلم وصاحب سخن را به درستی به جای می آورند والبته دراین میان هم کسانی بوده که به دورازمنزلت راویان سخن وکتابت، رفتارمی کنند. پیروروایت دوم ، راوی جسارت کرده ودرکمال دلسردی ویأس سوگند به همان خدایی یاد می کند که درراستای قسم به قلم، منزلت آن را کمال بخشید ، که  وضعیت آشفته وبحرانی نظام صنفی اصحاب قلم ورسانه های مکتوب ومجازی بخصوص مازندران وبویژه غرب استان به گونه ای نشان از بی توجهی مسئولان مربوطه نسبت به ساماندهی وشکل بخشیدن حرفه ای به سازوکاراین حرفه خطیروپرمسئولیت دارد!! حرفه ای که شرایط وطرح وعده های نافرجام حمایتی مسئولان نشان می دهد گویی دردامن فرهنگ وادب کشور، استان وشهرستان چون یتیمی بی پناه ودردمند «درسرمای سکوت معنادارمسئولان» رها شده والبته تنها هرازگاهی به مناسبت های تقویمی آن هم به صورت شعاری وروتین درروند کاغذبازی های اداری وپرونده سازی ازفعالان وغیرفعالان این عرصه آن به طوریکسان یاد وتمجید می شود. سپس همه چیز به تاریخ سپرده شده تا ثابت کنیم وثابت کنند که خیلی زود ازیاد می رویم. اینجاست که به هنگام حیات حرفه ای تا فرارسیدن برگی دیگرازتاریخ ، بی محابا حلوی شیرین سفرمان را نوش جان می کنند.

باری درچنین شرایطی نگارنده ازنگاه ومنظرخویش اعتراف می کند حرفه روزنامه نگاری امروزه درنقاطی ازکشوربخصوص شهرستان های دورونزدیک ازیگانه کرسیِ فرهنگ کشور، به خاطرنیازبه بقاء وماندگاری خویش ومهمترازهمه ضعف اقتصاد حرفه ای وحذف یارانه های حمایتی دچاربحران همه گیرشده است. به طبع این «نگارِ» سیاه بختِ فرهنگ وادب با جهیزی ناچیزازخزانه ملی برای ماندن درصحنه حیاتِ حرفه ای ، به هرجان کَندنی شده ، فعالیت خود را به همت جان نثاران صف قلم وادب دنبال می کند. حتی اگربه شکست پیروزمندانه خود امید داشته باشند. ولی روی سخن راوی آنجاست که دراین وضعیت بحرانی وبیمارگونه که مسئولان مربوطه وروسای ادارات خصوصی ودولتی به ندرت با اصحاب رسانه ارتباط سازنده برقرارمی کنند و یا کمتر رغبت ارتباط درجهت اطلاع رسانی وتامین مخارج آن ازخود نشان می دهند؛ دیری نپاید که انجام رسالت اصلی  روزنامه نگاران که همانا پاسداری ازحقوق مردم، روشن ساختن افکارعمومی درجهت پیشبرد اهداف قانون اساسی جمهوری اسلامی واطلاع رسانی گسترده است ، درکمال ناباوری درکنج ذهن مردم ومسئولان ودرنهایت درآغوش پرالتهاب ودغدغه پرورفعالان رسانه های گروهی که محرم هررازی هستند، آرام گیرد وبه خاطرات مکتوب وفراموش شده بپیوندد ویا اینکه باری به هرجهت نفسی بکشد ودراین روزمرگیِ خود، سوختن وساختن خویش را به نظاره بنشیند!! ناگفته عاقبت این «نگارِ» ازیاد رفته برهمگان روشن است!

حال که بیشتردرها برروی اصحاب رسانه جهت برقراری یک ارتباط منطقی بسته شده است ، ندا سرمی رسد : ای مسئولان عزیزومثلا پرتلاش که برخی ازشماها درمواقع ضروری وسرنوشت ساز، عالم وآدم وتمامی مقدسات را شاهد براعمال خویش گرفته وخود را برترین وپاک ترین ؛ سیستم مدیریتی می دانید، خیالتان راحت ، درخلوت خویش وتنها درچهارچوب اداری با تنی چند کارمند ، پرونده خدمت به ملت را آنطورکه خود می خواهید درسکوت وبی خبری ببندید که دیرزمانی است به یمن سیاست برخی ازشماها ، روابط بینابین ما وشما ، این پل ارتباطی مردم ومسئولان شکراب شده والبته خوشحال باشید که کسی هم دم برنمی آرد واین درد است!! این درحالی است که یکی ازمهمترین منویات مقام معظم رهبری، اطلاع رسانی صرف ازخدمات دستگاههای اداری به مردم بوده وهست. ناگفته نماند راوی هرگزتلاش وکوشش های برخی ازمسئولان دلسوزومقید به ساختارنظام را نادیده نگرفته وازرسانه ای  بودن آنان غافل نیست.

درنگاهی کلی بیان می شود عملکرد برخی ازمدیران دستگاهها رضایت بخش نبوده وما هم درمقام قضاوت برنیامده تا کسی یا کسانی را بی جهت محکوم کنیم. اما چون به نوعی نگهبان ونماینده افکارعمومی درمیان مسئولان بوده اذعان می شود نیک می دانیم سرچشمه بسیاری ازکوتاهی ها ، محرم ندانستن مردم ونمایندگان آنان یعنی اصحاب رسانه است. دراین راستا تلاش می شود عواقب رفتاروکردارنادرستی که نشات گرفته ازذات پنهان سیستم اداری است ومتاسفانه بیشتروقتها سانسورخبری هم می شود را صادقانه بازگوکرد ، زیرا همواره این ملت هستند که ناخواسته تاوان اشتباه این سیستم مدیریتی را به شکلی ناجوانمردانه پس می دهند. براین اساس ضرورت تامین حق همگان برای دسترسی آزادنه به اطلاعات وبرخورداری ازآگاهی های صحیح درباره رویدادها وافکارعمومی ایجاب می کند که درفرایند جست وجووانتشاراخبار، موانع را شناسایی وبه مدد قانون وحقوق رسانه برطرف کرده ودرکنارنقل به مضمون ، تفسیرخویش را برپایه آزادی های بنیادی وبیان اطلاعات درسایه قوانین اساسی واسناد حقوقی - بین المللی واز جمله اصل 34 قانون اساسی جمهموری اسلامی ایران اعلام ومنتشرکرد.

صد افسوس !! چه می شود کرد وچه می توان گفت؟ آن هم درروزگاری که درسبد خانوارایرانی جماعت ، ارزش کالای فرهنگی بسیاربسیارناچیزوحقیراست ودراین حال غریب است که انجام رسالت روزنامه نگاری وساحت مقدس آن مورد بی مهری های مکرر واقع می شود. چنین است که دراین هیاهوی بسیار، دیگرانگیزی برای حضورآن هم درپشت درهای بسته باقی نمی ماند. هرچند فعالان صدیق رسانه تلاش می کنند امانت دارمردم بوده ودرانعکاس وبازتاب واقیعیت حاکم برجامعه، صداقت وراست گفتاری را چراغ راه خویش کرده وبه درستی انجام وظیفه کنند. ولی ناامیدم والبته خود را هم سرزنش کرده چون ایمان دارم قادربه بیان انتقادی خود نبوده وآزاد نیستیم تا آزادی را با صدای بلند فریاد بزنیم. با این وجود ، به پاس جوهردانایی وتوانایی مردم ؛ بیرق آزادی ، انسانگرایی ، وروشنگریی را بردوش گرفته تا نقاب ازچهربرکشیده وفصلی ازحقیقت را به نمایش عموم گذاشت. چون اعتقاد براین است سانسوری که برخی ازمسئولان بربخشی ازحقایق اعمال کرده ومی کنند شرایط موجود را با تضادهای درونی وبیرونی روبروساخته ومی رود تا درعصربیداری وسیرصعودی علم ارتباطات ، فاصله ها را صد چندان کند. لذا نتیجه آش قلمکاری می شود غیرباورکه نمود آن همانا غفلت وفراموشی کارکردهای واقعگرایانه رسانه های گروهی است. اینجاست که نگارنده شهادت می دهد، همه ما چون لایه های زیرین جامعه درسایه های خاکستری وناپیدا گم شده ایم ویا کمتر به چشم می آییم به گونه ای که حتی با چشمان بازهم دیده نخواهیم شد وافسوس که اگردیده هم بشویم تعریفی تازه ای ازکارکرد رسانه ارائه می شود واین یعنی مصیبت!!

... سخن آخر، دراین روزگاروانفساست که ارزش قلم ودستی که ازسردلسوزی برای ارج نهادن به فرهنگ کشورش وبازشناخت مسئولیت های کوچک وبزرگ ، ازبُن جان می نویسد کمترشناخته می شود. واما آنها مردمانی شریف هستند که خود را درسرنوشت دنیا شریک کرده اند اگرچه به قداست راهشان ایمان نداشته باشند ولی هرگزصحنه را ازوجود خویش خالی نخواهند کرد چون می دانند دنیا به روشنگری های انتقادی وبیان واقیعیت ها نیازدارد. چون مردم وملت هنوزمنتظرجانفشانی این گمنامان عرصه فرهنگ ومعنویت هستند وبه دیده احترام برآنها نگاه می کنند هرچند مسئولان وسیاستمداران ازسرغفلت وعدالت گریزی ازاحقاق حقوق آنان وکلیه مطالبات مادی ومعنویشان شانه خالی کرده وبه اشتباه ازآنان فاصله بگیرند.